<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پر از فرياد اما خاموش ، خاموش!</title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com</link>
<description>ناگفته های من</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 09 Mar 2023 22:52:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>عذرخواهی...</title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com/post/77/%d8%b9%d8%b0%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-</link>
<description>دوباره شبی با خود خلوت کردم در حال مرور خاطرات خود از گذشته به خود نگاه کردم خویش را دیدم کمی پیرتر خسته تر و تا حدودی امیدوار. بعد از گذشت ۱۴ ۱۵ سال تازه متوجه میشوم که چقدر از مسیر را اشتباه رفتم و چقدر برای ساختن این فردی که در آینه میبینم لغزش ها و پستی و بلندی از سر گذراندم... پینوشت.. اگر بخشی از این مسیر بودین و از طرف من در این مسیر رنجیده خاطر شدین تنها کاری که از دستم برمیاد یک معذرت خواهی از ته قلبه امیدوارم ببینین درک کنین و بپذیرین ...</description>
<pubDate>Thu, 09 Mar 2023 22:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yousefkarami</dc:creator>
<guid>yousefkarami.blogfa.com/post/77</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com/post/76/</link>
<description>در حال رفتن صدایت کردم نگاهم کردی گفتم بمان لبخند زدی گمان کردم دوستم داری بعد رفتنت فهمیدم بخاطر سادگی ام بود...</description>
<pubDate>Mon, 16 Oct 2017 20:29:49 +0330</pubDate>
<dc:creator>yousefkarami</dc:creator>
<guid>yousefkarami.blogfa.com/post/76</guid>
</item>
<item>
<title>پاییز</title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com/post/75/%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%b2</link>
<description>دردکشیدن هم زیباست... آنجا که دستان تو تیماردار من باشد... دیگر چه می پرسی از شب و... شعر و... خشش برگ در ظلمت شب</description>
<pubDate>Wed, 27 Sep 2017 16:03:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>yousefkarami</dc:creator>
<guid>yousefkarami.blogfa.com/post/75</guid>
</item>
<item>
<title>نمی دانم چرا</title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com/post/74/%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7</link>
<description>این چه هوایی است که دست از سر دلم بر نمی دارد نمی دانم چرا من بی تو چنان آشفته و بی هدف لحظه ها را می گذرانم گویی فردایی نیست؟ گویی شبی دیگر در راه نیست و بی خوابیم رخت بر بسته. چنین و چنان کردی و من هنوز محو توام هنوز! می گویم و فریاد می زنم هر چند که برنجی... دوش با خود اندیشیدم که از فکر و اندیشه ام رهایت سازم و شاید این عمر دوباره که به من بخشیده شده برای زندگی نو و زیستنی دیگر باشد. زیستنی بی تو و بدون اندیشیدن به تو، اما یاد نگاهت در دلم وحشتی بی</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2015 13:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yousefkarami</dc:creator>
<guid>yousefkarami.blogfa.com/post/74</guid>
</item>
<item>
<title> گذرگاه خیال</title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com/post/73/-%da%af%d8%b0%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%84</link>
<description>شهر در خوابی عمیق گرفتار است و من در هوای تو بیدار ، در گذرگاه خیالم لبخندت را بارها تکرار می کنم ، بارها و بارها ... سیاهی شب در دلم تمنای چشمانت زنده نگه داشته گرچه این هفت سال برای تو چون هفته ای بیش نیست ولی من به اندازه ی هفتاد سال خسته و دلگیرم... خسته از تمام نگاههایی که بر دوشم سنگینی میکنند از تمام روزهایی که بی هدف و بی سرانجام پرپر شدند...</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2015 10:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yousefkarami</dc:creator>
<guid>yousefkarami.blogfa.com/post/73</guid>
</item>
<item>
<title>سبد فردایمان خالیست باورت هست آیا؟</title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com/post/69/%d8%b3%d8%a8%d8%af-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%a2%db%8c%d8%a7-</link>
<description>نگاهمان به هم ساکت و دردمند فریب احساس خورده ایم و خون دل! گرچه هنوز در آغاز راهیم ولی ملول و خسته از راه در این بیکران زمستان زندگی گرفتار شده ایم . هرچه خواستی گفتی و من فقط شنیدم اما نه من باور داشتم و نه تو باور داشتی!! چه زود بار سفر را بسته ای!تو بار سفر را بستی من اما نمی دانم تو از آغاز مسافر بودی یا نه من به تو حس پرواز دادم؟ شاپرک هایی که دور کلبه ی احساسمان گرد آمده بودند با حرکت و رفتن تو به تکاپو افتادند و شوق سفر در کالبدشان دمیده شد به دنبال</description>
<pubDate>Tue, 27 May 2014 15:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yousefkarami</dc:creator>
<guid>yousefkarami.blogfa.com/post/69</guid>
</item>
<item>
<title> ندای دیوانگی...</title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com/post/67/-%d9%86%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c-</link>
<description>صدای تیک تیک ساعت مرا به فکر فرو می برد و در عمق خاطرات گذشته ام غرق می سازد نمی دانم این سایه ی خاطراتی که بر این روزهایم چنگ زده اند تا کی قرار است مرا در حسرت خورشید شادمانی بگذارد؟؟ صدای غرش ابرها مرا از خواب گذشته ام بیدار می سازد هنوز جای لبخند بر چهره ام خالیست. باران می بارد و بهار زیباتر می شود اما بهار من سالهاست که به خزان تبدیل شده به دنبال خزانش خزانی دیگر است و در دل زمستانم به جز خزان خبری از بهار نیست..</description>
<pubDate>Mon, 24 Mar 2014 16:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yousefkarami</dc:creator>
<guid>yousefkarami.blogfa.com/post/67</guid>
</item>
<item>
<title> تولد....</title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com/post/66/-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af-</link>
<description>تپش ثانیه ادامه دارد من بی هیاهو نگاهم به دنبال عقربه ی ساعتی است که چند دقیقه ایست بی حرکت ایستاده همچون نگاه من که در روز وداع بر رد پایت خشک و بی حرکت زل زده بود... همچون مرده ای که بی حرکت در تابوت گرفتار است و بر روزگار طعنه ی زودگذر بودن می زند چند روزی است که یک سال دیگر هم گذشته همزمان روز اول سال جدید من روزی است که تو به یاد نداری ولی آن روزیست که من در نگاه تو گرفتار مرگی خاموش شدم تولد 5 سالگیش را تبریک گفتم.</description>
<pubDate>Fri, 21 Feb 2014 23:20:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yousefkarami</dc:creator>
<guid>yousefkarami.blogfa.com/post/66</guid>
</item>
<item>
<title>..............</title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com/post/65/--</link>
<description></description>
<pubDate>Mon, 27 Jan 2014 15:04:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>yousefkarami</dc:creator>
<guid>yousefkarami.blogfa.com/post/65</guid>
</item>
<item>
<title>تو</title>
<link>https://yousefkarami.blogfa.com/post/64/%d8%aa%d9%88</link>
<description>تو تنها بال و پر زندگی ام بودی تو با تمام خاطراتم پیوندی عمیق داری . من بی تو و بدون تو نمی توانم دنیایم را بسازم ... هر بار که مداد رنگی ام را بر می دارم که دنیایم را بی تو رسم کنم بجز سیاهی و تاریکی رنگی نمی بینم که دنیایم را با آن بسازم ... از رفتن در دل تاریکی ها هراسی ندارم چون تار و پود زندگی ام و وجودم بی تو سیاهی بیش نیست... هر بار که عهد می بندم تو را فراموش کنم آهنگ صدایت مرا از خواب بیدار می کند ...</description>
<pubDate>Tue, 07 Jan 2014 14:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>yousefkarami</dc:creator>
<guid>yousefkarami.blogfa.com/post/64</guid>
</item>
</channel>
</rss>
